سيد محمد حسينى شاهرودى

66

فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)

كرد كه از او شاهد مىخواهند . 2 - حضرت زهرا عليها السلام با مطرح كردن آيهء تطهير « 1 » ، به مقام ديگرى كه خداوند به آن حضرت عنايت كرده بود اشاره كرد و گويا از آنان پرسيد : آيا اين آيهء قرآن در شأن ما نازل نشده است ؟ آيا دلالت بر عصمت مطلق ما نمىكند ؟ اگر پاسخ مثبت است پس چرا با اقرار به عصمت من باز سخن مرا نمىپذيريد و حق مرا نمىدهيد . پس در اعتقاد شما نسبت به قرآن نيز بايد ترديد كرد . 3 - استفادهء ديگرى كه آن حضرت از آيهء تطهير كرد اين بود كه فرمود : اگر شما سخن ما را قبول نكنيد و از ما شاهد بخواهيد در واقع شهادت خداوند را رد كرده‌ايد و در پى شهادت مردم هستيد و شكى نيست كه رد سخن خدا مساووى با كفر است . زيرا اگر ارزش « عصمت » به اندازهء قبول سخنى دربارهء قطعه زمينى نباشد ، پس تكليف معارف دين كه با ضمانت عصمت از سوى پروردگار به ما رسيده است چه مىشود ؟ و نتيجه همين بىاعتقادى آنان به عصمت بود كه به تحريف دين و بدعت‌گذارى پرداختند . 4 - حضرت زهرا عليها السلام براى اينكه بيش از اين ، بىاعتقادى آنان را به مبانى دينى بيان كند از آنان چنين اقرار گرفت كه اگر كسى عليه من شهادتى ناروا دهد آيا بر من حد جارى مىكنيد ؟ دشمن ناشيانه جواب داد آرى ! . صديقهء طاهره عليها السلام فرمود : بنابراين كافر مىشوى ، زيرا شهادت خداوند به طهارت و عصمت اهل بيت عليهم السلام را رد كرده‌اى و شهادت مخلوق را پذيرفته‌اى . اكنون هم كه شهادت عايشه و حفصه و اوس بن حدثان را عليه من قبول كردى و گفتهء مرا رد نمودى ،

--> ( 1 ) - انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً ( احزاب / 33 )